به گزارش اطلاعات آنلاین به نقل از نیویورک تایمز، رئیس جمهوری که فکر میکرد هیچ محدودیتی برای قدرتش وجود ندارد، در ماههای گذشته چند مورد محدودیت را کشف کرده و ناامیدتر و دمدمیمزاجتر شده است. ترامپ با راهبردی اندک برای پیروزی وارد مناقشه ایران شد و اکنون در تلاش است راهی آبرومندانه برای خروج از آن پیدا کند.
رئیس جمهوری آمریکا اغلب از پیشبینیناپذیر بودن خود تجلیل و اعلام میکند این امر متحدان و دشمنان را به یک اندازه از تعادل خارج میکند. به گفته خودش، تمایل او برای بمباران سایتهای هستهای ایران و اعزام کماندوهای نیروی دلتا برای ربودن رئیس جمهوری ونزوئلا از رختخوابش در اوایل ژانویه، نشاندهنده تمایل به اجرای عملیات نظامی بود که میتوانست باعث شرمساری اسلافش شود. او به نیویورک تایمز گفت که تنها «اخلاق شخصی» او را محدود میکند، زیرا بزرگترین چکش جهان را در دست دارد.
اما در هفتههای اخیر، به نظر میرسد او در دام افتاده است، ریاست جمهوریاش به تدریج با جنگی که نمیتواند راه خروج از آن را پیدا کند، بلعیده میشود. پنج ماه پس از آغاز جنگ با ایران، دو هدف نابودی توان هستهای و سرنگونی حکومت هرگز محقق نشدهاند و ترامپ که زمانی مطمئن بود نیروی عظیم او را قادر میسازد چیزی را که با افتخار «مدل ونزوئلا» مینامید - تغییر حکومت به حکومتی مطیع ایالات متحده - در ایران دنبال کند، اکنون در مورد بازگشت به عملیات جنگی بزرگ که سازمانهای اطلاعاتی او ارزیابی میکنند بعید است در تهران به خوبی کار کند، مردد است.
او قادر به کنترل افزایش قیمت نفت یا تأثیر آن بر بازار سهام نبوده است. کشتیرانی که در تنگه هرمز به حالت تعلیق درآمده بود و سپس برای چند هفته کوتاه باز شد، دوباره به حالت قطرهای بازگشته و یک نقطه انسداد دوم، بین دریای سرخ و خلیج عدن، اکنون در معرض تهدید قرار دارد. در حالی که رئیس جمهوری تهدید کرده جزیره خارک ایران یا ذخایر زیرزمینی اورانیوم غنیشده آن را تصرف کند، علناً گفته است که میداند هیچ تمایلی برای اعزام نیروی زمینی ندارد.
دستیارانش میگویند این محدودیتها او را عمیقاً ناامید و حتی با معیارهای ترامپی، دمدمیمزاجتر کرده است. تنها در این هفته، وزیر انرژی ترامپ یک پیمان تاریخی با عربستان سعودی برای تأمین انرژی هستهای غیرنظامی برای این پادشاهی امضا کرد، قبل از اینکه رئیس جمهوری کمتر از 24 ساعت بعد این توافق را زیر پا بگذارد و سعودیها را با اعلام اینکه این توافق که طی 18 ماه مذاکره شده بود مرده است، مگر اینکه این کشور به پیمان ابراهیم بپیوندد و اسرائیل را به رسمیت بشناسد، متحیر کرد.
افراد نزدیک به رئیس جمهوری میگویند همه ناامیدیهای ترامپ ناشی از جنگ نیست، جنگی که اکنون آنقدر نامحبوب است که تنها ۲۹ درصد از آمریکاییهای شرکتکننده در نظرسنجی واشنگتن پست و ایپسوس، نحوه مدیریت او در این درگیری را تأیید کردهاند. اما بخش زیادی از آن چنین است. این نگرانی کاملاً آشکار است زیرا او قول میدهد به هر قیمتی برنامه هستهای ایران را متوقف کند، در حالی که متحدانش در داخل میخواهند از آن خارج شوند.
اما رئیس جمهوری راه روشنی برای دستیابی به این هدف ندارد. یک ماه پیش، او با اعتماد به نفس ابراز میکرد که راه اعلام پیروزی را پیدا کرده است. در ۱۷ ژوئن، ترامپ با افتخار در کاخ ورسای یک توافق آتشبس ۱۴ مادهای را که با عجله نوشته شده بود، امضا کرد. در آن زمان، ترامپ گفت که گروهی جدید و معقولتر از رهبران ایران، متوجه این موضوع شدهاند و منافع اقتصادی آنها را هدایت میکند.
این توافق تنها دو هفته دوام آورد و اکنون ترامپ سه گزینه اصلی برای پایان جنگ دارد: تشدید نظامی، سرکوب اقتصادی یا اعلام پیروزی و خروج. هر یک از این گزینهها در هفتههای اخیر در جلساتی با جی. دی. ونس معاون رئیس جمهوری، پیت هگست وزیر دفاع، ژنرال دن کین رئیس ستاد مشترک ارتش، دامادش جارد کوشنر و فرستاده ویژهاش استیو ویتکاف به بحث گذاشته شده است. هر گزینه به دلایل مختلف ناخوشایند به نظر میرسد.
روز جمعه، پس از آنکه تمام هفته اعلام کرد قصد بازگشت به عملیاتهای رزمی بزرگ در ایران را دارد، عقبنشینی کرد. به ترامپ گفته شد حملاتی با این وسعت میتواند منجر به تلفات عظیم غیرنظامیان و گرسنگی گسترده در میان همان ایرانیانی شود که زمانی او قول داده بود از آنها محافظت کند. وقتی روز جمعه در دفتر بیضی از او پرسیده شد که آیا در منفجر کردن نیروگاهها و پلها تردید دارد، زیرا این کار میتواند جنایت جنگی محسوب شود، گفت: من به این سوال پاسخ نخواهم داد.
اما تردید واقعی او ممکن است از این واقعیت ناشی شود که جنگ، ذخایر موشکهای رهگیر ایالات متحده را به اتمام رسانده است. در ماه آوریل، مرکز مطالعات راهبردی تخمین زد که نیمی از موجودی برخی موشکهای رهگیر کلیدی ممکن است قبلاً استفاده شده باشد. پس از ۱۳ شب متوالی حمله و ضدحمله در این ماه، این اعداد به سطوح بسیار پایینی رسیده و عاملی در تصمیم ترامپ در روزهای اخیر برای جلوگیری از تشدید عمده جنگ بودهاند.
مقامهای آمریکایی اکنون نگرانند که ولادیمیر پوتین و شی جینپینگ، رئیسان جمهوری روسیه چین، این کمبودها را در محاسبات اقدامات بعدی خود، در اوکراین و اروپا و شاید تایوان در نظر بگیرند. گزینه دوم ترامپ این است که اجازه دهد تحریمها اعمال شوند، به این امید که سرکوب بیشتر صادرات نفت، که با محاصره مجدد محمولهها به داخل و خارج از تنگه هرمز اعمال میشود، اثر مورد نظر خود را داشته باشد.
اما این اقدامات کند هستند و ترامپ از آن زمان پیشبینی فروپاشی اقتصادی در ایران را کرده است. او ابتدا سال ۲۰۱۸ از توافق هستهای دوران اوباما خارج شد و آنچه کنترلهای خردکننده مینامید، بر ایران اعمال کرد. این راهبرد هنوز ممکن است مؤثر باشد. اما مستلزم حضور نظامی پرهزینه و مداوم و احتمال تبادل آتش مکرر و مکرر است که جان آمریکاییهای بیشتری را به خطر میاندازد و حملات بیشتری را به متحدان خلیج فارس وارد میکند.
گزینه سوم اعلام پیروزی و بازگشت به خانه است. به نظر میرسید ترامپ از یک ماه پیش در این مسیر قرار دارد، زمانی که گفت آتشبس و مذاکره را انتخاب کرده زیرا نمیخواهد ریسک رکودی را بپذیرد که باعث مقایسه با هربرت هوور شود؛ سی و یکمین رئیس جمهوری آمریکا که سقوط اقتصادی منجر به رکود بزرگ در دوره او بود. ترامپ گفت: «او همیشه کسی بود که من نمیخواستم باشم.» او بعداً اعتراف کرد که اگر جنگ ادامه مییافت، ذخایر نفتی جهان رو به اتمام بود.
اما خروج از جنگ هزینههایی دارد. اگر ترامپ ایران را با سوخت هستهای نزدیک به سطح بمب که زیر آوار مدفون شده و تنگه هرمز که عملاً تحت کنترل ایران است، رها کند، در رسیدگی به مشکلی که باعث حمله او شد و مشکل جدید و گستردهای را برای بازارهای انرژی ایجاد کرد، شکست خورده است. این امر میراث او را تعریف و روشن میکند که محدودیتهای بیشتری بر قدرت او وجود دارد.